• آخرین اخبار
  • پربیننده ترین اخبار
موقعیت صفحه دوم سمت راست
اخبار

کد خبر : 11647 - تاریخ انتشار : جمعه 15 خرداد 1394 - ساعت: 23:30

چاپ
دوستان برای رفتن به جبهه خوشحالی می‌کردند/ دشمن بیمارستان را هم بمباران شیمیایی کرد

هم‌رزمانی که بعد از 30 سال گرد هم آمدند؛

دوستان برای رفتن به جبهه خوشحالی می‌کردند/ دشمن بیمارستان را هم بمباران شیمیایی کرد


تعدادی از همکاران و هم‌رزمان مرکز آموزش بهداری ارتش که بین سال‌های 63 تا 66 با هم همدوره بودند بعد از گذشت نزدیک به 30 سال دوباره دور هم جمع شدند.

به گزارش میانخبر ، در روزهایی که یادگاران هشت سال دفاع مقدس روز به روز کمتر می‌شوند و خاطرات آنها ثبت و ضبط نمی‌شود، تعدادی از همکاران و هم‌رزمان مرکز آموزش بهداری ارتش که بین سال‌های 63 تا 66 با هم همدوره بودند بعد از گذشت نزدیک به 30 سال دوباره دور هم جمع شدند.

این افراد که این‌بار در شهر سورک جمع شده بودند در جمع صمیمی خود در گفت‌وگو با ما بیان داشتند: دوستان همه استخدامی مرکز آموزش بهداری سال 63 تهران هستند که در مراحل آموزشی بهداری ارتش با هم آشنا شدیم.

این دوره آموزشی از تاریخ 63.3.1 شروع شد که سه سال طول کشید و در آبان 66 به پایان رسید.

دوره‌های کارآموزی را در بیمارستان‌های مختلف تهران گذراندیم و در این سه سال ارتباط‌مان آنقدر خوب و صمیمی بود که ارتباط خانوادگی به‌وجود آمد.

در آبان 66 تقسیم شدیم هر یک به یگان‌های مختلف رفتند و بعد از آن ارتباطات کمتر و بیشتر فرد به فرد شد.

از سال 91 به همت چند نفر از دوستان تصمیم گرفته شد که دور هم جمع شویم که سال گذشته برای اولین بار در تهران منزل یکی از دوستان جمع شدیم و تصمیم گرفته شد که هر چند مدت منزل یک نفر برویم.

امروز اکثر دوستان با هم در ارتباط هستند و رفت‌وآمد خانوادگی دارند.

دوستان از شهرهای مختلف ایران هستند مانند تهران، کرج، همدان، الیگودرز، ملایر، خمین، ارومیه، نهاوند، شیراز، ساری، سورک، بابلسر، بندگز، محلات، ارومیه، بجنورد، گرگان، تربت حیدریه، قوچان، آذربایجان‌های شرقی و غربی، سنندج و همه دوستان بازنشسته شدند.

دوستان اکثرا بعد از جنگ تحصیلات خود را ادامه دادند و در رشته‌هایی مانند حقوق قضایی، پزشکی، دام‌پزشکی، دانشکده افسری ادامه تحصیل دادند.

تعدادی از این افراد برای توضیح دادن دور خبرنگار ما جمع شده بودند و بقیه آنها در گوشه و کنار حیاط به صورت جمع‌های چند نفره دور هم بودند و خاطرات خود را یادآوری می‌کردند.

آنهایی که کنار ما بودند گفتند: در آن سه سال در دو مقطع برای پشتیبانی به عملیات‌ها رفتیم و در منطقه حاضر شدیم.

یک نفر در این جمع با تایید بقیه اعضا شروع به بیان خاطراتشان از حضور در عملیات‌های دفاع مقدس کرد و گفت: در عملیات پیش مقدماتی کربلای 5 در منطقه عملیاتی سومار همراه 20 نفر از هم دوره‌ای‌ها در بیمارستان 528 صحرایی اعزام شدیم که دشمن بعثی با توجه به داشتن پرچم‌های سفید در بالای بیمارستان در تاریخ 65.10.10 اقدام به بمباران شیمیایی و موشکی آن کرد.

وی افزود: تعداد کثیری از هموطنان در این حملات به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و تعداد کثیری هم به درجه جانبازی و تعدای از مردم عادی منطقه با توجه به بمباران شیمیایی مصدوم شیمیایی شدند که در همان تاریخ 10 نفر از دوستان که جهت امداد به منطقه اعزام شده بودند مجروح شدند.

یکی دیگر از آنها با اشاره به حال و هوای جمع دوستانه آنها برای حضور در عملیات‎‌ها گفت: قبل از عملیات کربلای 5 بلندگو شروع به پخش صدای آقای آهنگران کرد که می‌گفت "ای لشگر صاحب زمان آماده باش آماده باش"، مرکز حال و هوای جبهه گرفته بود، فرمانده یگان اعلام آماده باش داد و گفت که آماده باشید می‌خواهیم با هواپیمای سی 130 به جبهه برویم.

وی اظهار داشت: هواپیما به‌دلیل مشکل فنی قادر به پرواز نبود و با اتوبوس همراه بچه‌ها به سومار اعزام شدیم که در راه همرزمان برای رفتن به جبهه مثل اینکه به عروسی می‌روند دست می‌زدند و خوشحالی می‌کردند.

این جانباز جنگ تحمیلی این شور و اشتیاق را نشانه عشق و علاقه جوانان آن زمان به امام و انقلاب دانست.

همه آنها خاطرات خوب و بد زیادی در ذهن خود داشتند از تلاش شبانه روزی، حضور در خط مقدم، حمله شیمیایی به بیمارستان، مداوای مجروحان، شاهد شهادت هموطنان بودن که هر یک از این خاطرات در ذهنشان مرور می‌شد.

یکی دیگر از جمع خاطره دیگری نقل می‌کند و می‌گوید: در سال‌های پایانی جنگ برای پاکسازی میدان مین رفته بودیم و در حال بازکردن معبر یک مین والمر نیمه سوخته داشتیم خنثی می‌کردیم، در حین خنثی کردن مین، ناگهان مین منفجر شد و شهید دلاور اکبر کرمی که چند نفر از هم‌رزمان در کنارش بودن برای اینکه دیگران مجروح نشوند روی مین خوابید و بدن این شهید تیکه تیکه شد.

وی تصریح کرد: اگر شهید کرمی این کار را نمی‌کرد 18 نفر دیگر شهید می‌شدند اما با این حال 2 نفر از هم‌رزمان شهید شدند و 12 نفر مجروح و از همین جا یادش را گرامی می‌داریم و از خداوند برایش طلب رحمت داریم.

عباس موتمن میزبان این دوره این جمع دوستانه درباره سرنوشت افراد این گروه دوستانه گفت: ما یک جمع 84 نفره بودیم که از این بین چهار نفر شهید شدند، 22 نفر جانباز و 14 نفر آزاده هستند و در حال حاضر 40 نفر از دوستان دور هم جمع شدیم.



مطالب مرتبط با : دوستان برای رفتن به جبهه خوشحالی می‌کردند/ دشمن بیمارستان را هم بمباران شیمیایی کرد
برای این پست 6 دیدگاه مطرح شده است. شما نیز دیدگاه خود را بیان کنید
  • شنبه 16 خرداد 1394 - 09:21 همشهری

    انشاءا... خداوند به همشون سلامتی بده به عباس آقای موتمن هم همچنین خدا قوت جناب موتمن کار قشنگی کردی . ما که شرمنده فداکاریهای یکایک شما در دفاع از میهنمون هستیم .

    پاسخ به نظر
    + 6 - 0
  • شنبه 16 خرداد 1394 - 10:48 دوست

    سلام و دست مریزاد جانانه به شما دلاورمردان و یادگاران جبهه و جنگ،هرکجا هستید شاد و سلامت باشید.یاعلی

    پاسخ به نظر
    + 7 - 1
  • شنبه 16 خرداد 1394 - 16:20 سید ابراهیم موسوی

    با سلام. مجلس خوبی بود و از خضور در جمع همرزمان لذت بردم.

    پاسخ به نظر
    + 1 - 1
  • یکشنبه 17 خرداد 1394 - 02:01 صبرایی

    برادرموتمن یکی از نیروهای مخلص وپیرو راستین ولایت ورهبری هستش تو جنگ هم یکی از رزمندگانی بود که چه در پشت جبهه وچه در خط مقدم همیشه حاضر بود خدا قوتش بده کار ارزشمند وقشنگی کردی خیرت قبول برادر//////

    پاسخ به نظر
    + 3 - 0
  • سه شنبه 19 خرداد 1394 - 10:28 عباسعلی موتمن سوری

    از همه دوستان کمل تشکر را دارم

    پاسخ به نظر
    + 1 - 0
  • سه شنبه 26 خرداد 1394 - 08:12 Leili Hazini

    خدا حفظتون كنه،من به بدرم كه در اين جمع دوستانه حضور داشت افتخار ميكنم....

    پاسخ به نظر
    + 1 - 0
دیدگاه شما در مورد : دوستان برای رفتن به جبهه خوشحالی می‌کردند/ دشمن بیمارستان را هم بمباران شیمیایی کرد

دوستان برای رفتن به جبهه خوشحالی می‌کردند/ دشمن بیمارستان را هم بمباران شیمیایی کرد تغییر کد

موقعیت صفحه دوم سمت چپ