• آخرین اخبار
  • پربیننده ترین اخبار
موقعیت صفحه دوم سمت راست
سرگرمی و داستان کوتاه

کد خبر : 11837 - تاریخ انتشار : پنج شنبه 21 خرداد 1394 - ساعت: 00:59

چاپ

عبید زاکانی


خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ ی ایرانیان.

میانخبر، خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ ی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»گفت:....

می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...» نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود بهتر از هر نگهبانی پایش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم!


منبع : داستانک

دیدگاه شما در مورد : عبید زاکانی

عبید زاکانی تغییر کد

موقعیت صفحه دوم سمت چپ