• آخرین اخبار
  • پربیننده ترین اخبار
موقعیت صفحه دوم سمت راست
سرگرمی و داستان کوتاه

کد خبر : 12531 - تاریخ انتشار : چهار شنبه 10 تیر 1394 - ساعت: 16:54

چاپ

ماجرای درخواست دعا از بهلول


اگر گردوها را برای رضای خدا به من داده‌ای، مطمئن باش خدا ...

میانخبر، آورده‌اند که...
روزی مردی بهلول را دید. چند عدد گردو به او داد و گفت: این گردوها را بشکن و بخور و برای من دعا کن.
بهلول گردوها را شکست و خورد و دعایی هم نکرد.
مرد متعجب شد و پرسید: گردوها را خوردی نوش جانت، ولی نشنیدم دعایی بکنی؟
بهلول گفت: اگر گردوها را برای رضای خدا به من داده‌ای، مطمئن باش خدا صدای شکستن گردوها را می‌شنود.



دیدگاه شما در مورد : ماجرای درخواست دعا از بهلول

ماجرای درخواست دعا از بهلول تغییر کد

موقعیت صفحه دوم سمت چپ