• آخرین اخبار
  • پربیننده ترین اخبار
موقعیت صفحه دوم سمت راست
مهارت های خانواده

کد خبر : 14838 - تاریخ انتشار : چهار شنبه 21 مرداد 1394 - ساعت: 18:29

چاپ

کودکان به شدت پرخاشگر، والدین پرخاشگری دارند/ پسران بیش از دختران پرخاشگرند


والدین کودکان به شدت پرخاشگر غالباً پرخاشگرتر هستند تا کودکان آرام و معمولی؛ وقتی که واکنش خشونت‌آمیزی بروز می کند سایر اعضای خانواده کاری می‌کنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه می‌شوند.

به گزارش میانخبر، پرخاشگری و بد اخلاقی معمولا از یک سالگی در کودکان آغاز می شود یعنی رفتار پرخاشگرانه آنان غالباً به خاطر اسباب بازی و وسایل خودش است این پرخاشگری که معمولا با حمله به همسالان یا کودکان بزرگتر از خود صورت میگیرد و معمولا جنبه خصمانه ندارد و فقط برای ایجاد محدودیت برای طرف مقابل است اما با بزرگ تر شدن کودک این کج خلقی با هدف خصمانه تر و گاه همراه با دشنام نیز میشود.

سطح پرخاشگری کودکان از موقعیتی به موقعیت دیگر فرق می کند. کودکانی که در سال های اولیه به شدت پرخاشگرند به احتمال زیاد در جوانی و بزرگسالی هم پرخاشگر خواهند بود و کودکانی که پرخاشگر نیستند به احتمال زیاد در بزرگسالی هم پرخاشگر نخواهند بود.

به نظر میرسد ثبات پرخاشگری دخترها در طول زمان کمتر از پسرهاست. البته کودکان به هنگامی که با وقایع تنش زا مثل به دنیا آمدن کودکی جدید رو به رو می شوند بیشتر پرخاشگر می شوند، ولی پرخاشگری شدید که بیش از چند ماه به طول انجامد غالباً حاکی از تداوم داشتن این رفتار است. پرخاشگری در حد معمول کمتر جای نگرانی دارد. به خصوص در کودکان زیر هفت سال شاید این اندازه پرخاشگری صرفاً نشان دهنده این باشد که کودک می خواهد انواع مختلف رفتارهای متقابل اجتماعی را داشته باشد.

تفاوت های جنسیتی

پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. این تفاوت در غالب فرهنگ ها و تقریباً در همه سنین و دیده می شود. پسرها بیش از دخترها پرخاشگری بدنی و لفظی دارند. از سال دوم زندگی این تفاوت ها آشکار می شود. براساس مطالعات مشاهده ای در مورد کودکان نوپای بین سنین 1 تا 2 سال تفاوت های جنسیتی از لحاظ تعداد پرخاشگری بعد از 18 ماهگی ظاهر می شود و قبل از آن اثری از آن نیست. پسرها به خصوص وقتی که به آنان حمله می شود یا کسی مزاحم کارهایشان می شود تلافی می کنند. در یک مطالعه مشاهده ای در مورد کودکان پیش از مدرسه پسرها فقط اندکی بیش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند، ولی دو برابر دخترها تلافی کردند. شاید این که پسربچه بالقوه پرخاشگر است یا می تواند آن را بیاموزد علتی فیزیولوژیک داشته باشد. برای مثال پسران 1 تا 3 ساله در کلاس های پیش از دبستان از طرف بزرگسالان و همسالان بیش از دخترها به خاطر پرخاشگری مورد توجه قرار گرفتند. این توجه گاهی مثبت بود ( لبخند زدن، ملحق شدن به بازی کودکان) و گاهی تا حدودی منفی ( متوقف کردن کودک یا سر کودک را با چیزی گرم کردن). توجه نشان دادن به رفتار کودک، به هر نحوی که باشد، بیش از بی توجهی به آن باعث تشویق رفتار می شود.

به طور کلی، پسرها خشم خود را راحت تر از دخترها ابراز می کنند به احتمال زیاد والدین و مربیان از پسرها فوران خشم را انتظار دارند و از آن چشم پوشی می کنند در صورتی که گریه رنجورانه یک دختر عصبانی مورد قبول آنهاست. اما کودکان در هر دو جنس نیاز به یادگیری کنترل خشم دارند

خانواده و پرخاشگری

والدین کودکان به شدت پرخاشگر غالباً پرخاشگرتر هستند تا کودکان آرام و معمولی . وقتی که واکنش خشونت آمیزی بروز می کند سایر اعضای خانواده کاری می کنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه می شوند. برای مثال، برادری بر سر خواهرش فریاد می زند، خواهر بر سر او فریاد می زند و ناسزایی به او می گوید. در این موقع برادرش او را کتک می زند و این ماجرا ادامه می یابد. در اینجا نقش والدین است که میتواند که می توانند در پاداش دادن و تنبیه کردن فرزندانشان رفتار با ثباتی داشته باشند و با استفاده از راه های مؤثر بدون این که با تنبیه شدید همراه باشد پرخاشگری کودکان را کنترل کنند

به طور کلی ناراحتی یک کودک به دلیل جدایی والدین ، بیماری ، مرگ ، تولد خواهر یا برادر، تغییر منزل و یا دیگر اتفاق های مهم زندگی ، اغلب در او پنهان می ماند و با بروز عصبانیت و پرخاشگری به کودک آسیب می رساند. زیرا او احساس می کند مورد آزار و اذیت واقع شده و سعی می کند این احساس را منتقل کند. اگر کودک لطیفه ای برای مهار کردن موقعیت حاد روحی بگوید و یا کوله پشتی برادرش را پرت کند ، به هر حال این رفتارها به میزان زیادی به الگوی رفتاری خانواده اش بستگی دارد. مخصوصاً این رفتارها در خانواده هایی شایع است که خشم، داد و فریاد و پرخاشگری هایی مثل ” به هم زدن در” در آنها مشاهده می شود. در بیشتر خانواده هایی که در مقابل احساسات ، اتفاقات و هیجانات ناآرام و سرکوبگر هستند، الگوی دیگری وجود دارد. ” الگوی کودکان رفتارهایی است که آنها در اطرافشان می بینند.”

تلویزیون و پرخاشگری

تلویزیون نیز منبع دیگری است که کودکان به خصوص پسرها از طریق آن رفتار پرخاشگرانه را می آموزند . به طور مثال: خشونت از ارزش های آمریکایی تلقی می شود، کارتن هایی مثل بت من و سوپر من یا کارتن هایی که فضای شلوغ و در هم و آهنگ های تند و خشن دارند از این دسته اند .

با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم

بسیاری از خانواده ها از پرخاشگری کودکان خود شکایت دارند و به دنبال راه حلی برای آن هستند به نظر میرسد برای دستیابی به این مهم شناخت علل پرخاشگری در اولویت است لذا ابتدا به این امر می پردازیم :

علل‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ در کودکان‌

1.الگوپذیری‌ کودکان‌ از والدین‌

از آنجا که کودکان هر آنچه به چشم میبینند بهتر یاد می گیرند تا آنچه به آنها توصیه می شود دیدن رفتار تند و دعوای والدین بهترین الگوی رفتار وی نیز محسوب میشود

2. کودکان‌ ناکام‌ پرخاشگر می‌ شوند

وقتی‌ کودک‌ به‌ هدف‌ خود نمی رسد و این ناکامی ادامه می یابد ، یکی‌ از رفتارهایی‌ که‌ از او سر می‌ زند پرخاشگری‌ است.

3. اضطراب‌ و پرخاشگری‌

کودکان مضطرب کج خلقی می کنند که معمولا بعد از آن سریع پشیمان شده و عذر خواهی می کنند .

4. پرخاشگری، نشانه‌ای‌ از تضادهای‌ درونی‌

کودکانی که دچار دوگانگی میشوند مثلا میداند باید مدرسه برود ولی مدرسه را بعنوان یک مزاحم برای در خانه بودن می بیند

5. پرخاشگری‌ و افسردگی‌

پرخاشگری‌ و کج خلقی در کودکان‌ چنانچه‌ با علامت‌های‌ دیگر همراه‌ باشد، می ‌تواند نشانه ‌ای‌ از افسردگی‌ باشد که‌ در این‌ صورت‌ لازم‌ است‌ شرایط‌ زندگی‌ کودک‌ از همه لحاظ مورد بررسی قرار گیرد

6. پرخاشگری؛ بیماری‌هاومصرف‌ دارو
بعضی‌ از بیماری‌ها به‌ مصرف‌ دارو نیاز دارد و ممکن‌ است‌ از عوارض‌ جانبی‌ داروها کج ‌خلقی‌ و رفتارهایی‌ باشد که‌ خشونت‌ را برمی‌ انگیزند.

برای‌ درمان‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ اولین‌ گام‌ این‌ است‌ که‌ نوع‌ پرخاشگری‌ آنها و علت‌ آن‌ را براساس‌ توضیحاتی‌ که‌ ارائه‌ شد شناسایی‌ کنیم؛ و پرخاشگری‌ را به‌ صورت‌ موردی‌ برطرف‌ نماییم.

– در مورد کودک‌ پرخاشگری‌ که‌ الگو پذیری‌ عامل‌ این‌ گونه‌ رفتار او بوده، باید روی‌ الگوی‌ کودک‌ کار کرد و راه‌های‌ دیگری‌ جز پرخاشگری‌ را به‌ آن‌ الگو آموخت.

– اگر پرخاشگری‌ در اثر ناکامی‌ به‌ وجود آمده‌ باشد، بایستی‌ کودک‌ ناکام‌ را در رسیدن‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ و دوست‌ داشتنی‌ کمک‌ کنیم.

– در مواردی‌ که‌ علت‌ پرخاشگری‌ اضطراب‌ است، باید از نگرانی‌ درونی‌ و اضطراب‌ کودک‌ مطلع‌ شویم.

ورزش ‌کردن‌ برای‌ این‌ کودکان‌ بسیار مؤثر است‌ و باعث‌ تخلیه‌ هیجانی‌ می‌ شود.

– در کشمکش‌های‌ درونی‌ بایستی‌ کودک‌ را از حالت‌ دوگانگی‌ خارج‌ ساخت. کمک‌ به‌ کودکان‌ در تصمیم ‌گیری، باعث‌ می ‌شود که‌ بیاموزند به‌ حالت‌های‌ دوگانه‌ درونی‌ خود پایان‌ بخشند.

– در پاره‌ای‌ از موارد، کودک‌ افسرده‌ پرخاشگری‌ شدیدی‌ از خود نشان‌ می‌ دهد. در این‌ میان‌ لازم‌ است‌ به‌ این‌ نکته‌ پی‌ ببریم‌ که‌ او چه‌ چیز دوست‌ داشتنی‌ را از دست‌ داده‌ و چگونه‌ می ‌شود مورد از دست‌ رفته‌ را برای‌ او جبران‌ کنیم.

– در مورد پرخاشگری، شیطنت‌ و مصرف‌ دارو بایستی‌ حتماً با پزشک‌ متخصص‌ ارتباط‌ داشته‌ باشیم‌ تا کودک‌ از نزدیک‌ مورد معاینه‌ قرار گیرد.

روش هایی برای درمان پرخاشگری کودکان

الف) ساعاتی را که کودک فیلم های خشونت آمیز تلویزیونی می بیند، محدود کنید.

ح)همراه کودک برنامه های تلویزیونی را ببینید و صحنه پرخاشگرانه آن را تفسیر کنید.

3- همدلی را افزایش دهید. آگاهی کودک را نسبت به رنجی که بر اثر پرخاشگری او در افراد یا حیوانات به وجود می آید، افزایش دهید.

45- به جای کودک پرخاشگر، به کودکی که به وی پرخاش شده توجه کنید.

6- نحوه ی ارتباط کودک را با افرادی که با او زندگی می کنند، مورد بررسی قرار دهید.

8- فرصت تخلیه هیجانات را برای کودک فراهم کنید.

10- همکاری، مسئولیت و پیگیری مسائل مورد علاقه را با دادن مسئولیت به کودکان تشویق کنید.

13- از تنبیهات بدنی پرهیز کنید.


منبع : طنین یاس

دیدگاه شما در مورد : کودکان به شدت پرخاشگر، والدین پرخاشگری دارند/ پسران بیش از دختران پرخاشگرند

کودکان به شدت پرخاشگر، والدین پرخاشگری دارند/ پسران بیش از دختران پرخاشگرند تغییر کد

موقعیت صفحه دوم سمت چپ