• آخرین اخبار
  • پربیننده ترین اخبار
موقعیت صفحه دوم سمت راست
آخرین اخبار

کد خبر : 22616 - تاریخ انتشار : پنج شنبه 22 مهر 1395 - ساعت: 17:28

چاپ

زوج دستفروشی که بنیان‌گذار فروشگاه زنجیره‌ای پوشاک شدند


موفق شدن، ابتدا با میل و رغبت به پیروزی و کامیابی شروع می شود. این امر باعث می شود که ما به خواندن سرگذشت کارآفرینان بزرگ راغب تر شویم. داستان زندگی این افراد به ما امید می دهد و درس هایی در مورد چگونگی موفق شدن به ما می آموزد. دانستن راجع به زندگی کارآفرینان موفق باعث می شود تا ما بفهمیم آنها چقدر نیرو صرف این کار کرده اند و چقدر انعطاف پذیر بوده اند.

به گزارش میانخبر، در زمانی که استفاده از کالا های خارجی برای بخشی از جامعه نماد مترقی بودن شده و رکود، قاچاق و واردات بی رویه و بی منطق، کارگاه ها و کارخانه های داخلی را تعطیل کرده است. سایت خبری «فردا» در نظر دارد داستان زندگی بنیان گذاران کالاهای با کیفیت داخلی را معرفی کند؛ زیرا که خواندن سرگذشت کارآفرینان بزرگ و داستان زندگی این افراد به ما امید می دهد و درس هایی در مورد چگونگی موفق شدن به ما می آموزد. دانستن راجع به زندگی کارآفرینان موفق باعث می شود تا ما بفهمیم آنها چقدر نیرو صرف این کار کرده اند و چقدر انعطاف پذیر بوده اند.

بنیان گذاران فروشگاه های زنجیره ای «تن درست» یکی از همین کارآفرینان موفق هستند که با انگیزه و پشتکار فراوان به این درجه از موفقیت رسیده اند. پوشاک الیاف طبیعی «تن درست» به حدی معروف شده که شاید راجع به آن شنیده و یا برای خرید به فروشگاه های این شرکت رفته باشید.

«تن درست» پوشاکی مناسب اما گران قیمت

یکی از فروشگاه های تن درست در نزدیکی پل کالج قرار دارد. هنگام ورود به آنجا، لباس هایی ساده و در عین حال شکیل، دیده می شود. مانتوهای «تن درست» بر خلاف سایر فروشگاه ها به گونه ای دوخته شده که کمتر کسی است که آنها را نپسندد. قد این مانتوها و آستین هایش مناسب و بلند است. جلوی بسیاری از این مانتوها یا بسته است و یا تعداد دکمه های مناسب پوشیده شده است.

پیراهن های مردانه، شلوار و تی شرت های «تن درست» ساده است اما همین سادگی اش مشتریان را به خود جذب می کند. البته نبود تنوع رنگ شاید برخی از مشتریان را خسته کند و مانع این شود که لباس مناسبی را انتخاب کنند.

برند نوشته شده روی این لباس ها به زبان فارسی است. برخلاف اکثر محصولات ایرانی و تولید داخل که برندهایشان را به زبان انگلیسی می نویسند، برند «تن درست» با به فارسی نوشته شده است.

این پوشاک که با الیاف طبیعی تولید شده به حدی برای مشتری جذاب است که شاید گران قیمت بودن آن به چشم نیاید. قیمت هایی که باعث شده تا همه اقشار جامعه نتوانند برای خرید به این فروشگاه بیایند؛ قیمت مانتوها از 90 هزار تومان شروع می شود و پیراهن مردانه 80 هزار تومان ارزش گذاری شده است. البته مشتریان پروپاقرص این فروشگاه می گویند زمان حراجی، قیمت های فروش محصولات کمتر از قیمت های حالا می شود.

بابک اخوان بلورچیان و مرجان صدرالعلمایی، بنیان گذاران «تن درست»

دیدن فروشگاه پوشاک الیاف طبیعی «تن درست» باعث شد تا جویای بنیان گذاران این طرح شویم و از اینکه این برند چگونه امروز تا این حد معروف شده است را جویا شویم.
بابک اخوان بلورچیان و مرجان صدرالعلمایی زوجی هستند که بنیان گذار شرکت پوشاک الیاف طبیعی «درست» هستند.

در درکه کلبه کاه گلی ای وجود داشت که بابک با رفتن به آنجا با شخصی به نام «بهمن مخبر» آشنا شده بود. همین آشنایی باعث شد تا بابک برای کار کردن نزد بهمن برود و به او بگوید که دنبال کار می گردد بپرسد که آیا در این کلبه برای او کاری هست یا نه؟ بابک در این رابطه می گوید: «سبک زندگی در این کلبه متفاوت بود. بهمن چربی گوسفند را می گرفت آن را آب می کرد. جزغاله اش را سگ می خورد و چربی اش به کاسه ای منتقل می شد که فتیله ای در آن قرار داشت و این با شمع فرق می کرد. چون شمع از پایه نفت است و نفت آلوده کننده است و بالاخره انسان ها به خاطر همین نفت، زندگی خود و دیگران را از بین می برند. برای پخت غذا هم از مواد کاملا طبیعی که هیچ کود شیمیایی نداشت استفاده می کردیم. در فروشگاه این کلبه، عطرهایی را عرضه می کردیم مانند یاس رزاقی که واقعا عصاره طبیعی بود. از هیچ گونه سوخت فسیلی استفاده نمی کردیم. هیزم تنها منبع انرژی ما بود.

یه روز از روزهای سرد دی ماه سال 1381 بود که بهمن به مسافرت رفت و کلبه را به من سپرده بود. هیزم مان تمام شد و من باید می رفتم و هیزم می آوردم. در مسیری که می رفتم، چشمم به دختری افتاد و احساس کردم یک اتفاق عجیب و خوشایندی رخ داده. من، مرجان را چند بار دیگر هم دیده بودم. او خواهر دوستم؛ مزدک بود. می دانستم اهل عکاسی و کار هنری و تئاتر است.

سلام و احوالپرسی ما کمی طولانی شد. هر دو از حال و روزمان حرف می زدیم. در صحبت هایمان دیدیم چقدر نظراتمان به هم نزدیک است و چقدر دوست داریم این زندگی را دو نفره تجربه کنیم. »

زوج دستفروش! از مسیر موفقیت شان می گویند

بابک درباره ازدواجش با مرجان می گوید: «ازدواج ما بسیار ساده بود و ما این را هم از بهمن یاد گرفته بودیم. هیچ مراسمی نداشتیم و هیچ جشنی برگزار نشد. ما فقط در محضر به عقد هم در آمدیم. هر دویمان ایده، افکار و اهداف مشترکی داشتیم. هر دو زندگی روستایی، کار بدنی و طبیعت را دوست داشتیم. برای همین حاضر بودیم که پیش بهمن کار کنیم. به همین خاطر بعد از سوختن خانه مان در اطراف بهشهر که آن را خودمان ساخته بودیم، و زمانی که تنها صد هزار تومان پول داشتیم سراغ دست فروشی رفتیم؛ به ترکمن صحرا می رفتیم و صنایع دستی می خریدیم و به تهران می رفتیم و پیش بهمن بساط می کردیم. تا با فروش این صنایع دستی کار و باری راه بیاندازیم.»

او می افزاید: «وقتی برای بهمن همه چیز را تعریف کردیم او با روی باز ما را پذیرفت و گفت چیزهایی برای فروش دارد و آنها را هم در کنار وسایل خودمان بفروشیم؛ روغن کنجد، قطیفه و شلوارهایی که بهمن دوخته بود، نان خشکی که خودش تولید کرده بود و روتختی ها و روسری هایی که ما خریده بودیم، اولین سرمایه کار ما شد.در مسیر کوهنوردان بساط می کردیم، پنج شنبه ها اوج کار ما بود، البته جمعه ها هم خیلی شلوغ بود. اوضاع کار بد نبود. کم کم هوا سرد شد و دیدیم در بساط بهمن لباس هست اما نخی و تابستانی است و جای لباس زمستانی در بساط ما خالی بود. از او اجازه گرفتیم اگر امکان دارد لباس پشمی و گرم درست کنیم و در کنار اینها به فروش برسانیم. او نیز از این کار استقبال کرد. بنابراین به کاشان رفتیم و نخ هایی که با رنگ گیاهی برای قالی رنگ آمیزی شده بود آوردیم و افرادی را پیدا کردیم تا آنها را ببافند. در زمستان و زیر برفها به کارمان مشغول بودیم و در تابستان های گرم زیر آفتاب می ایستادیم. اما نمی دانم چه نیرویی در ما بود که گویی از این کار و محیط خسته نمی شدیم. اوایل کار، خانواده هایمان با این کار بسیار مخالف بودند و به عناوین مختلف این نارضایتی را ابراز می کردند اما در نهایت راضی شدند که اجازه بدهند راهی را که انتخاب کرده ایم، برویم.


کارمان در زمستان و تابستان ادامه داشت تا اینکه برای بهمن یک مسافرت خارجی پیش آمد و باید چند ماهی می رفت.به همین خاطر ادامه کارها را به ما سپرد. من و مرجان کار را با انرژی بیشتری ادامه دادیم اما سرمان حسابی شلوغ شده بود. مدل لباس هایی که انتخاب کرده بودیم بسیار ساده، گشاد و آزاد بود. اما مردم آنها را دوست داشتند. به مرور زمان تصمیم گرفتیم نقشی هم به این لباس ها بدهیم. خودمان با نخ کوبلن شروع به سوزن دوزی و کوک زدن دور حلقه آستین و یقه کردیم و دیدیم که فروش آن بهتر شد. در همه مراحل کار تجربیات و راهنمایی های بهمن و همراهی مرجان با من بود؛ همسرم پا به پای من زحمت می کشید.»

مرجان صدرالعلمایی در ادامه حرفهای بابک می گوید: «برای فروش لباس ها، پنج شنبه ها به درکه می رفتیم. از صبح زود بساط پهن می کردیم و تا غروب آفتاب مشغول بودیم. کم کم از مشتریانمان شنیدیم که می گفتند در اطراف چهارراه استانبول جایی به نام جمعه بازار وجود دارد که می توانستیم غرفه اجاره کنیم. برای همین به آنجا رفتیم اما گفتند تمام فضای پارکینگ پر است. با اصرار توانستیم جایی را پیدا کنیم. اوایل، کار ما برای مردم تازگی داشت، کار اصلی ما تولید لباس های متقال بود که مردم ندیده بودند و برایشان جدید و کمی عجیب بود که پارچه متقال می تواند تبدیل به لباس شود! پارچه متقال را برای تشک و روبالشی می دانستند و حتی عده ای با پوزخند می گفتند: «اینها کفن است» اما ما با توضیحاتی که می دادیم که اینها پارچه های طبیعی و حتی از نظر رنگ هم خالص است و مواد شیمیایی ندارد به کار علاقه نشان می دادند.

توضیحات ما مانند کارهایمان ساده بود و این سادگی به دل مردم می نشست. استقبال مردم به تدریج بیشتر می شد و به همان ترتیب مدل های ما هم گسترش پیدا می کرد. مانتو، پیراهن، شلوارک و ... . به تدریج به فصل زمستان نزدیک می شدیم و در ادامه کارهای بهمن به تالش رفتیم و پارچه های دست بافی را که با پشم گوسفند بافته می شد و بعد نمد مالی می شد و رنگرزی گیاهی داشت را می خریدیم و از آن جلیقه و کت در می آوردیم. البته در کنار کارمان شهرستان های مختلف را می گشتیم و صنایع دستی مرتبط مانند جوراب های پشمی و گیوه می خریدیم و عرضه می کردیم.

فضای کار ما پنج شنبه ها درکه و جمعه ها، جمعه بازار بود. سال 1383 توانستیم مغازه ای را در مجتمع صنایع دستی فرمانیه اجاره کنیم تا آنجا اولین فروشگاه ما شود. تا آن زمان اسم خاصی روی کارهایمان نبود و لباس ها را بدون مارک عرضه می کردیم. بعد از مدتی که کارمان جدی تر شد تصمیم گرفتیم که اسمی را برای تولیداتمان انتخاب کنیم. همان روزها بود که بهمن به ما گفت قصد ندارد این کار را پیش ببرد و آن را به ما واگذار کرد. اما به پیشنهاد خود بهمن نام «درست» را بر روی تولیداتمان گذاشتیم و پس از گسترش کار، نام «تن درست» به عنوان برند فروشگاهی مجموعه انتخاب شد و به تدریج به جایی رسید که امروز هست.»

مرجان راجع به مشکلات و موانع بر سر راهشان می گوید: «برای رسیدن به این مرحله از کار بسیار آزمون و خطا کردیم و بسیار ضرر دادیم. چون قبلا کسی این کار را انجام نداده بود، تمام راه ها را برای اولین بار تجربه می کردیم. مثلا برای استفاده از نخ پنبه در لباس ها بسیار تلاش کردیم. زیرا تمام چرخ های موجود در بازار برای نخ های پلی استر تنظیم شده و تغییر دادن آن کار ساده ای نبود.» 


پافشاری و انگیزه؛ مهمترین دلیل موفقیت بابک و مرجان

خواندن زندگی بنیان گذاران «تن درست» به ما نشان می دهد که چطور آنها با پافشاری و دیدی مشترک که نسبت به زندگی داشتند، شروع یک دوره جدید از زندگیشان را با دستفروشی پیش برده و به جای اینکه به دلیل جسارتشان تشویق شوند، از طرف خانواده و اطرافیان مورد مواخذه قرار گرفتند. اما آنها پس از طی کردن روزهای سخت بسیار و با ایمان به راهی که انتخاب کرده بودند توانستند روش و مسیر نوینی در تولید پوشاک بازنمایند. در برهه هایی از زمان که بسیاری از تولیدکنندگان با آه و ناله از وضعیت بازار حرف میزنند این زوج موفق کارآفرین نشان دادند که مشکل فقط انبوه محصولات چینی ناشی نمی شود و با کمی خلاقیت و تلاش می توان به موفقیت های عظیمی در صحنه تولید دست یافت.


منبع : فردا

مطالب مرتبط با : زوج دستفروشی که بنیان‌گذار فروشگاه زنجیره‌ای پوشاک شدند
دیدگاه شما در مورد : زوج دستفروشی که بنیان‌گذار فروشگاه زنجیره‌ای پوشاک شدند

زوج دستفروشی که بنیان‌گذار فروشگاه زنجیره‌ای پوشاک شدند تغییر کد

موقعیت صفحه دوم سمت چپ