• آخرین اخبار
  • پربیننده ترین اخبار
موقعیت صفحه دوم سمت راست
اخبار

کد خبر : 26724 - تاریخ انتشار : سه شنبه 01 فروردین 1396 - ساعت: 19:19

چاپ
عاشق اکبرجوجه و تن ماهی هستم/ آرزوی رفتن به مشهد دارم/ شنا بلد نیستم

گفت‌وگوی عیدانه با امیر پرسته؛

عاشق اکبرجوجه و تن ماهی هستم/ آرزوی رفتن به مشهد دارم/ شنا بلد نیستم


امیر پرسته قهرمان کشتی جوانان و نوجوانان جهان و آسیا در گفت‌وگو با خبرنگار ما به سوالات عیدانه پاسخ داد

به گزارش میانخبر، امیر پرسته قهرمان کشتی جوانان و نوجوانان جهان و آسیا در گفت‌وگو با خبرنگار ما به سوالات عیدانه پاسخ داد.

خودت را معرفی کن:

امیر پرسته متولد اول آبان 78 در روستای لالیم شهرستان میاندورود، دوره ابتدایی را در مدرسه شهید تقوی لالیم بودم و دوره راهنمایی را در مدرسه شهید اکبر عابد بادله گذراندم و در حال حاضر در هنرستان تربیت بدنی مهندس داراب ساری هستم.

وضعیت درس چطور است:

درسم خوب است و عاشق حفظی جات هستم و در کارهای عملی نیز خوب کار می‌کنم اما رشته تربیت بدنی بسیار سخت است و توصیه می‌کنم دوستان به این رشته نیایند(با خنده)

سخت‌ترین و بهترین کشتی که تا امروز گرفتی:

سخت‌ترین کشتی من با حریف روس، امسال در مسابقات جهانی گرجستان بود و بهترین آن مربوط به اولین سالی که به مسابقات قهرمانی آسیا 2015 در هندوستان رفته بودم و قهرمان شدم بود.

چند ساعت در روز تمرین می‌کنی:

روزی 2 ساعت صبح و 4 ساعت عصر تمرین می‌کنم و نزدیک مسابقات زمان کمتر اما فشار تمرینات بیشتر می‌شود.

آیا برنامه غذایی خاصی داری:

برنامه غذایی ندارم تا در اردوها و اعزام به خارج کشور با هر غذایی سازگار باشم، اکبرجوجه و تن ماهی بسیار دوست دارم.

از چه چیزی خیلی می ترسی:

از سرما خوردگی خیلی می ترسم، شنا هم بلد نیستم.

بهترین رفیق:

بهترین رفیقم میکائیل یعقوب‌زاده و محمدرضا اسماعیلی هستند.

در طول روز چه کارهایی انجام میدی:

به غیر از درس و تمرین به پدرم در کار دامداری و کشاورزی کمک می‌کنم.

در خانواده چه کسی را بیشتر دوست داری:

مادرم

اگر بخواهی به پدر و مادرت حرفی بزنی چه چیزی میگی:

انشاالله سایه شان بالای سرم باشد و در آرامش زندگی کنند.

بهترین عیدی:

سه سال عید خونه نیستم نمی‌دونم کدوم یکی بهتر بود.

اولین عیدی که یادت است:

اولین عیدی که پول نگرفتم، ساعتی بود که دایی احمد به من داد.

چه آرزویی داری:

هنوز مشهد نرفتم دوست دارم به مشهد بروم.

13 بدر کجا میرید:

خانوادگی جمع می‌شویم سر باغ پدربزرگ مادری در خلیل شهر می‌رویم.

رابطه با برادرت:

فوق العاده است، در بسیاری از کارهایم به من کمک می‌کند و اگر حمایت‌های مجید نبود شاید امروز اینجا نبودم.

حرف پایانی:

امیدوارم مردم شهرستان میاندورود و ایران اسلامی، سال خوب همراه با آرامش در کنار خانواده خود داشته باشند.



دیدگاه شما در مورد : عاشق اکبرجوجه و تن ماهی هستم/ آرزوی رفتن به مشهد دارم/ شنا بلد نیستم

عاشق اکبرجوجه و تن ماهی هستم/ آرزوی رفتن به مشهد دارم/ شنا بلد نیستم تغییر کد

موقعیت صفحه دوم سمت چپ