• آخرین اخبار
  • پربیننده ترین اخبار
موقعیت صفحه دوم سمت راست
اخبار ویژه

کد خبر : 30741 - تاریخ انتشار : سه شنبه 24 تیر 1399 - ساعت: 08:20

چاپ
صفر تا صد بربادرفته‌ها در افسانه‌ی برجام/ اگر برجام قابل دفاع است چرا ظریف و عراقچی حاضر به مناظره نیستند؟

یادداشت خواندنی سیدمحمود نبویان در پنجمین سالگرد برجام

صفر تا صد بربادرفته‌ها در افسانه‌ی برجام/ اگر برجام قابل دفاع است چرا ظریف و عراقچی حاضر به مناظره نیستند؟


آمریکا هم دستور تعطیلی غنی سازی و هم دستور ممنوعیت دانش غنی سازی و هم دستور جمع آوری بیش از هزار سانتریفیوژ را در فردو می دهد و هم جای انبار آنها را نیز آمریکا باید تعیین کند!

23 تیرماه ۱۳۹۴ توافق هسته‌ای میان ایران و گروه 1+5 در وین امضا شد، توافقی که پیش‌نویس آن چندماه پیش از آن در لوزان به تایید طرفین رسیده بود و حالا امروز پس از پنج سال خسارات آن به عنوان تجربه‌ای تلخ رو به روی چشم همگان قرار دارد. حجت الاسلام نبویان استاد دانشگاه و نماینده مجلس شورای اسلامی که از ابتدا به صورت تخصصی روی برجام کار کرده به مناسبت سالگرد این بازی برد-باخت به طور مستند به آنچه ایران در توافق هسته‌ای از دست داد پرداخته است. این یادداشت با عنوان «افسانه برجام» در اختیار مخاطبین رجانیوز قرار داده شده است:

بسم الله الرحمن الرحیم
نسبت به برجام، شاهد اظهار نظرهای متفاوت و نیز متضادی هستیم، آقای ظریف در جدیدترین اظهارات خود در مجلس شورای اسلامی مورخ ۱۵/۴/۱۳۹۹ برجام را از افتخارات ایران دانسته است. اما به نظر می رسد که رسیدن به حقیقت، صرفا با مراجعه به متن برجام میسر خواهد بود نه با تفسیرهای دلبخواهی و بدون سند. از این رو، بدون هیچ مقدمه ای به سراغ متن برجام می رویم و تعهدات ایران و طرف غربی را مرور می کنیم. (آدرس ها براساس متن انگلیسی و نیز ترجمه فارسی وزارت خارجه از برجام است که با امضای آقای عراقچی به نمایندگان مجلس داده شده است):

اول:
مرکز نطنز که در آن تا 20% غنی سازی انجام می شده است، براساس تعهدات داده شده در برجام اولا: ملت ایران نمی‌تواند بیش از 67/3 درصد غنی سازی داشته باشد(ص26ترجمه فارسی بند28) ، ثانیا: تمام سانتریفیوژهای نسل 2، 3، 4، 5، 6 و 8 باید جمع آوری و انبار گردد و ملت ایران حق استفاده از آنها را ندارد (ص6 ترجمه فارسی بند2، ص26 ترجمه فارسی بند29)، ثالثا: از حدود 16 هزار سانتریفیوژ نسل یک که در نطنز نصب شده بود، صرفا باید از 5060 عدد استفاده کند و بقیه را باید جمع آوری و انبار کند، رابعا: تا ابد ایران حق داشتن مرکز غنی سازی دیگری غیر از نطنز را ندارد (ص24 ترجمه فارسی بند20).

دوم:
مرکز غنی سازی فردو که ملت ایران در آن تا 20% غنی سازی می کرده است، اولا: غنی سازی به صورت کامل –و تاکید می شود به صورت کامل- ممنوع شده است، ثانیا: علاوه بر غنی سازی، تحقیق و توسعه و تکمیل دانش غنی سازی در فردو نیز کاملا ممنوع شده است (ص29 ترجمه فارسی بندهای 44 و 45)، ثالثا: ملت ایران حق نگهداری بیش از 1044 سانتریفیوژ در فردو را ندارد و بقیه را باید جمع آوری و در نطنز –نه در فردو- انبار کند (ص29 ترجمه فارسی بند46 و ص30 ترجمه فارسی بند47 و 48). یعنی آمریکا هم دستور تعطیلی غنی سازی و هم دستور ممنوعیت دانش غنی سازی و هم دستور جمع آوری بیش از هزار سانتریفیوژ را در فردو می دهد و هم جای انبار آنها را نیز آمریکا باید تعیین کند!!

سوم:
در مرکز اراک که ملت ایران راکتوری را براساس دانش متخصصین خود ساخته بود و برای اقتدار و امنیت ایران بسیار مهم بوده است، به دستور آمریکا اولا: قلب راکتور اراک خارج و کانال های آن چنان با بتُن خاص باید پُر شود که قابل استفاده برای مصارف هسته ای آینده نباشد (ص20 ترجمه فارسی بند3)، ثانیا: ملت ایران حق نگهداری حتی یک گرم سوخت مصرف شده را در خاک خودش ندارد و تمامی سوخت های مصرف شده تمامی راکتورهای حال و آینده ای که ملت ایران تا ابد خواهد ساخت را به خارج می فرستد (ص8 ترجمه فارسی بند11 و ص23 ترجمه فارسی بند17)، ثالثا: ملت ایران غیر از راکتور آب سنگین که غربی ها بجای راکتور آب سنگین نابودشده قرار است در ایران بسازند، تا ابد حق داشتن راکتور آب سنگین دیگر را ندارد (ص23ترجمه فارسی بند16) و رابعا: ملت ایران حق انجام بازفرآوری و حتی دانش بازفرآوری و تحقیق و توسعه در زمینه آن را تا ابد نخواهد داشت (ص24ترجمه فارسی بند18).

چهارم:
ایران که برای تولید رادیوداروها برای تقریبا یک ملیون بیمار سرطانی خود 8/447 کیلو مواد 20% تولید کرده بود، همه آنها را نابود و حق نگهداری یک گرم از آن را ندارد –ضمن اینکه حق تولید آن را نیز ندارد- و برای رفع نیازش، غربی ها به ایران 5کیلو در هر نوبت خواهند داد (ص33 ترجمه فارسی بند60)، از سوی دیگر، ملت ایران که برای تامین سوخت راکتور تولید برق بوشهر، تقریبا 11تن مواد 5/3 تا 5% تولید کرده بود (هرسال 30تن مورد نیاز است)، حق نگهداری بیش از 300کیلو را در خاک ایران ندارد (ص31 ترجمه فارسی بندهای 56 و 57).

پنجم:
ملت ایران حق تولید هیچ نسلی از سانتریفیوژ را برای سالها ندارد (ص34 ترجمه فارسی بندهای62 و 63).معنای این تعهد، تعطیلی کارخانه های تولید سانتریفیوژ به مدت چندسال است.

ششم:
مقام معظم رهبری مدظله العالی در نامه ای که در 29/7/1394 به روحانی نوشته است، برجام را خسارت آفرین برای حال و آینده کشور –در صورت عدم مراقبت لحظه به لحظه- می دانند، ایشان فرموده اند: «با این حال محصول مذاکرات که در قالب برجام شکل گرفته است دچار نقاط ابهام و ضعف های ساختاری و موارد متعددی است که در صورت فقدان مراقبت دقیق و لحظه به لحظه، می تواند به خسارت های بزرگی برای حال و آینده کشور منتهی شود.»

این بخش از نامه مقام معظم رهبری بسیار مهم ولی متاسفانه بسیار دردناک و ناگوار است، اولا: وجود نقاط ابهام، ثانیا: ضعف های ساختاری و ثالثا: وجود موارد متعدد در متن برجام، بستر را برای تحمیل خسارت های بزرگ به ملت عزیز ایران –در صورت عدم مراقبت دقیق- در حال و آینده کشور فراهم آورده است، و از این امر معلوم می‌شود که چرا مقام معظم رهبری در طول مذاکرات هشدارهای لازم و خطوط قرمز را بیان داشته و در موارد متعددی اعلام نگرانی و دغدغه می نموده است. اگرچه بسیاری از این خطوط قرمز از سوی مذاکره کنندگان، رعایت نشده است.

برای روشن شدن مسأله، مواردی از متن برجام را در توضیح سه نکته اساسی در این بخش از نامه مقام معظم رهبری –که موجب خسارت های بزرگ به کشور عزیز ایران خواهد شد- بیان می نمائیم: 


الف- وجود موارد متعدد خسارت آفرین
برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، متنی است پیچیده که نیازمند بررسی دقیق است، و پس از بررسی‌های فراوان و ملاحظه دیدگاه‌های متخصصان، متاسفانه روشن می شود که برجام، مستلزم تعهدات گسترده برای ملت ایران بوده و در موارد مهم متعددی نیز در تضاد با منافع اساسی ملت بزرگ ایران است. به برخی از مواردی که موجب خسارت های بزرگ به ملت ایران در حال و آینده می شود، اشاره می کنیم:

(1)- اعطای مجوز دسترسی به تمام اماکن نظامی ایران، (متن انگلیسی: ضمیمه اول، ص23 و 24، بندهای 74 تا 78 و متن فارسی: ص36 و37 بندهای 74 تا 78)

(2)- پذیرش نظارت آژانس و نیز استقرار آنها در ایران بدون هیچ محدودیت تعیین شده زمانی، (متن انگلیسی: مقدمه ص9 بند 15 و ضمیمه اول، ص20 بند2/67 و متن فارسی: ص9 بند15 و ص35 بند2/67)

(3)- پذیرش 6 نوع نظارت نسبت به فعالیت های هسته ای، نظامی و صنایع غیر نظامی ملت ایران. امری که در هیچ کشوری در دنیا سابقه ندارد. کشورهای هسته ای دنیا، نظارت آژانس را در قالب پادمان و حداکثر به صورت اختیاری در قالب پروتکل‌الحاقی می پذیرند، اما در برجام، علاوه بر دو مورد بیان شده، 4 مورد نظارتی دیگر نیز مورد پذیرش قرار گرفته است؛ یعنی ایران نظارت آژانس در قالب پادمان، نظارت آژانس در قالب پروتکل الحاقی، نظارت آژانس در قالب اقدامات شفاف ساز، نظارت شورای امنیت بر صنایع هسته ای، نظامی و غیر نظامی کشور، نظارت کمسیون مشترک بر صنایع هسته ای، نظامی و غیر نظامی کشور و نظارت تقریبا دهها کشور جهان بر صنایع نظامی و غیر نظامی کشور ایران را در برجام پذیرفته است.

به عبارت دیگر، ایران در برجام متعهد شده است که نظارت‌های زیر را بپذیرد:
1- پادمان،
2- پروتکل الحاقی، (متن انگلیسی: ص8 بند 13، ضمیمه اول ص18 بند 64، ضمیمه پنجم ص5 بند22 و متن فارسی: ص9 بند13، ص34 بند64، و ص123 بند22)،
3- اقدامات شفاف ساز را انجام دهد، (متن انگلیسی: ص2 و 8و 9 و متن فارسی: ص2 و 9) اقداماتی که کاملا مبهم بوده و شامل هر آنچه که آنها درخواست کنند، خواهد شد،
4- آژانس باید گزارش فعالیت های هسته ای و غیر هسته ای ملت ایران را علاوه بر شورای حکام، به شورای امنیت سازمان ملل گزارش دهد، (متن انگلیسی: مقدمه، ص4 بندx و متن فارسی: ص4 بند ی)،
5- آمریکا و سایر اعضای کمیسیون مشترک نیز باید نسبت به فعالیت های گوناگون ملت ایران از جمله اعطای مجوز دسترسی آژانس به فعالیت های نظامی ایران دخالت داشته باشند، (متن انگلیسی: ضمیمه اول، ص23 و 24، بندهای 74 تا 78 و متن فارسی: ص36 و37 بندهای 74 تا 78) و
6- در مورد اقلام دو منظوره که در صنایع مختلف غیر نظامی و نظامی بکار می روند، ایران باید به کشورهای صادر کننده اجازه دهد که استفاده نهایی آن اقلام را در ایران، مورد راستی آزمایی قرار دهند (متن انگلیسی: ضمیمه 4، ص 5و 6، بند 8/6 و متن فارسی: ضمیمه 4، ص114، بند 8/6). (باید دقت کرد که کشور صادرکننده ذکر شده است نه کشور تولید کننده، و کشور صادر کننده شامل هر کشوری خواهد شد.)
(4)- ایجاد بدعت بی سابقه در دنیا یعنی پذیرش تشکیلاتی به نام کمیسیون مشترک برای دخالت در ابعاد هسته‌ای و نظامی ایران. کمسیون مشترک دارای 8 عضو است: آمریکا، آلمان، فرانسه، انگلستان، روسیه، چین، نماینده عالی اتحادیه اروپا و ایران. تصمیم گیری در مورد 16 مساله از ابعاد هسته‌ای، نظامی و مساله تحریم ها به آنها واگذار شده است، مانند تصمیم گیری در مورد: اراک، فردو، تولید سانتریفیوژ، دسترسی به اماکن نظامی، تحریم ها، تولید سوخت، تهیه اقلام دوگانه-، (متن انگلیسی: ضمیمه چهارم ص1 بند1 و ص3 بند4 و متن فارسی: ص107 بند 1 و ص110 بند 4)

جالب آن است که تصمیم گیری در تمام موارد فوق باید اجماعی و به اتفاق آراء باشد جز در یک مورد یعنی دسترسی به اماکن نظامی ایران که اجماع لازم نبوده و 5 رأی از 8 رأی کافی است. (متن انگلیسی: ضمیمه اول، ص23 و 24، بندهای 74 تا 78 و متن فارسی: ص36 و37 بندهای 74 تا 78)

(5)- محدودیت شدید خرید ایران نسبت به اقلام دوگانه یعنی کالاهایی که تکنولوژی متوسط (مدیوم تِک) یا تکنولوژی بالا (های تِک) محسوب شده و در صنایع مختلف کشور-مانند صنعت نفت، پتروشیمی، نانو- آزمایشگاه‌های دانشگاه های صنعتی کشور، صنایع دانش بنیان و صنایع نظامی کشور بکار می روند،
ایران موظف شده است که این کالاهای حساس را صرفا:
1- با ارائه لیست خرید خود به کارگروه خرید تعیین شده از سوی کمیسیون مشترک؛
2- دریافت اجازه از همه اعضای آن کارگروه؛
3- دریافت اجازه از همه اعضای کمیسیون مشترک؛
4- دریافت اجازه از سوی شورای امنیت سازمان ملل؛
تهیه نماید.

ایران تعهد داده است که کالاهای مذکور را صرفا و فقط از طریق بیان شده تامین نماید. این محدودیت نیز زمان دار نبوده و به صورت ابدی می باشد. (متن انگلیسی: ضمیمه چهارم، ص3-6 بند 6 و متن فارسی: ص111-114 بند6)

(6)- در صورت کسب اجازه ایران برای تهیه اقلام دوگانه از کارگروه خرید، کمیسیون مشترک و شورای امنیت سازمان ملل، ایران متعهد شده است که به کشورهای صادرکننده اجازه دهد که نسبت به استفاده نهایی کالاهای خریداری شده در ایران راستی آزمایی کنند. توجه به این نکته لازم است که در این تعهد، ایران به کشور صادرکننده اقلام دوگانه –نه کشور تولید کننده آنها که محدود به چند کشور در دنیا می باشند- اجازه خواهد داد که استفاده نهایی آن کالاها را در ایران راستی آزمایی نمایند، (متن انگلیسی: ضمیمه چهارم، ص5 بند8/6 و متن فارسی:ص114 بند8/6) و این امر به معنای دسترسی به اطلاعات بخش های بسیار مهم صنعتی و نظامی کشور و نیز اطلاعات متخصصین کشور عزیزمان از سوی بسیاری از کشورهای جهان به صورت ابدی می باشد.

(7)- پذیرش محدودیتهای 10، 15، 20 و 25 سال در صنعت هسته ای کشور ایران، (متن انگلیسی:مقدمه،ص6 بند2، ضمیمه اول،ص9 بند27 و 28، ص12 بند45، ص25 بندهای 79 و 80، ص21 بندهای 68 و 69 و متن فارسی:ص6 بند2 و ص26 بند27 و 28 و ص29 بند45، ص38 بندهای 79 و 80 و ص36 بندهای 68 و 69)

(8)- پذیرش محدودیتهای ابدی ملت ایران حداقل بیش از 10 مورد؛ مانند: ارسال سوخت مصرف شده راکتورها تا ابد به خارج از کشور (متن انگلیسی: مقدمه،ص8 بند11، ضمیمه اول، ص6 بند 17 و متن فارسی: ص8 بند11 و ص23 بند17)، ممنوعیت بازفرآوری به صورت ابدی (متن انگلیسی: ضمیمه اول، ص7 بند18 و متن فارسی: ص24 بند18)، ممنوعیت تحقیق و توسعه در مورد بازفرآوری به صورت ابدی (متن انگلیسی: مقدمه، ص8 بند 12، ضمیمه اول، ص7 بند 18 و متن فارسی: ص8 بند12 و ص24 بند18)، ممنوعیت ابدی داشتن بیش از یک راکتور آب سنگین، (متن انگلیسی: ضمیمه اول، ص6 بند16 و متن فارسی: ص23 بند16)، محدود شدن تهیه اقلام دوگانه به طریق تعیین شده از سوی کمسیون مشترک تا ابد (متن انگلیسی: ضمیمه چهارم، ص3-6 بند 6 و متن فارسی: ص111-114 بند6)، محروم شدن ایران از تولید اورانیوم 20درصد (متن انگلیسی: ضمیمه1، ص16، بند60 و متن فارسی: ضمیمه 1، ص33، بند60)، و ... .
معنای پذیرش محدودیت های ابدی، محدود کردن نسل موجود و تمام نسل های آینده کشور در طول قرون آینده است.

(9)- ممنوعیت ایران در تست موشک های بالیستیک و حتی شلیک آنها در طول 8 سال، (متن انگلیسی: قطعنامه 2231، ضمیمه ب، بند 3)

(10)- ممنوعیت ارسال سلاح ایران به کشورهای دیگر در طول 5 سال جز با اجازه مورد به مورداز شورای امنیت، (متن انگلیسی: قطعنامه 2231، ضمیمه ب، بخشb از بند 6)

(11)- به تصریح متن برجام، تمام محدودیتها، نظارت های و دسترسی های یادشده، فقط مختص ایران بوده و شامل هیچ کشور دیگر در جهان نخواهد بود، چنانکه نباید مورد ایران، به عنوان یک رویه یا قانون بین المللی و یا جزئی از ان پی تی فرض شود. (متن انگلیسی: ص4 بند xi و متن فارسی: ص4 بند ک)

موارد فوق بخش بسیار اندکی از خسارت های بزرگ به ملت ایران است که متاسفانه در برجام آمده است. علاوه بر این، باید توجه داشت که دشمنان ملت ایران، از طریق مذاکره، در صدد نفوذ در ایران و نابودی توانائیهای ملت ایران و از بین بردن ماهیت انقلاب اسلامی ایران می باشند، چنانکه مقام معظم رهبری مدظله العالی در مورد نیاز آمریکا به مذاکره و توافق فرموده اند:

« نکته دوم این است که طرف مقابل ما، یعنی دولت کنونی و مدیریت کنونی آمریکا، به این توافق احتیاج دارد؛ این هم یک طرف دیگر قضیه است؛ اینها نیاز دارند به این، یک پیروزی بزرگی برای آنها محسوب می شود اگر بتوانند به آن مقصود خودشان در اینجا برسند. این در واقع، پیروزی بر انقلاب اسلامی است؛ پیروزی بر ملتی است که داعیه استقلال دارد؛ پیروزی بر کشوری است که می تواند الگوی کشورهای دیگر باشد.» (دیدار با مسئولان نظام، 2/4/1394)

ب- نقاط ابهام
در متن برجام، نکات ابهام گسترده ای وجود دارد که صرفا به بخش بسیار محدودی از آن اشاره می شود:

1- مبهم بودن زمان پایان برجام.
در متن برجام، هیچ زمانی برای پایان اجرای آن و پایان عمل به محدودیت های گسترده در آن پیش بینی نشده است. این امر ضربه اساسی به منافع ملت ایران خواهد زد، زیرا هر زمان ایران بخواهد از اجرای محدودیت های گسترده ای که در برجام آمده است، خارج شود، مورد اعتراض کشورهای زورگوی جهان مانند آمریکا قرار خواهد گرفت، و ممکن است با تحریم های جدیدی روبه رو گردد.
2- اجرای «کامل» درخواست های آژانس.
از موارد مبهم و خطرآفرین برای کشور، بند سوم قطعنامه 2231 است که متاسفانه مورد قبول مذاکره کنندگان ایرانی نیز قرار گرفته است، در این بند آمده است: « ... ایران باید به طور کامل بر اساس خواسته های آژانس که در گزارش های آژانس آمده است، همکاری نماید.»

واژه های «باید»، «به طور کامل»، «درخواست های آژانس» و «گزارش های آژانس» در این بند قطعنامه، کلیدی است. ایران موظف به برآورده کردن کامل کلیه درخواست های آژانس تا 10 سال آینده شده است. بر اساس این بند از قطعنامه، همکاری ایران با آژانس، نباید به هیچ امری محدود و مقید شود، به عبارت دیگر، درخواست های آژانس در این بند از قطعنامه، مقید به: چارچوب توافق نامه پادمان، پروتکل الحاقی، درخواست های مندرج در گزارش های پیشین، نقشه راه توافق شده میان ایران و آژانس، محدودیت ورود به حوزه های نظامی (اماکن، افراد، اسناد، اطلاعات و تجهیزات) نگردیده است.

با توجه به این که مدت اجرای این قطعنامه، حداقل 10 سال است، لذا ایران باید طی 10 سال آینده همه ی درخواست های آژانس در گزارش های آتی (حدودا 120 گزارش) را برآورده سازد.
ابهامات موجود در این بند قطعنامه، قطعا ضررهای بزرگی به کشور عزیز ما تحمیل خواهد کرد.

ج- ضعف های ساختاری
ضعف های ساختاری عمده ای نیز در برجام به چشم می خورد، که به برخی از آنها اشاره می شود:
1- پذیرش معیارهای بی پایه و اساس آمریکا برای مذاکرات و توافق نهایی، مانند:
الف- سوء استفاده نکردن ایران
ب- رعایت یک سال گریز هسته ای در برنامه هسته ای ایران
دو مورد فوق از سوی مذاکره کنندگان آمریکایی در طول مذاکرات ذکر شده و متاسفانه مورد قبول طرف ایرانی قرار گرفته است.
ج- ذکر واژه«منحصرا» در صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران (متن انگلیسی: متن برجام، ص6، بند1 و متن فارسی: ص6، بند1). این قید مطابق میل و تفسیر طرف غربی و آمریکایی بیان شده و محدودیت های زیادی را به ایران تحمیل کرده است.
2- پذیرش استثناء بودن ایران (متن انگلیسی: متن برجام، ص4، بندxi و متن فارسی: متن برجام، ص4، بند ک).
3- پذیرش جایگزینی «اجازه» به جای «حق» (مبنا قرار گرفتن اجازه از 1+5 به جای حقوق مصرح در NPT (متن انگلیسی: دیباچه، ص2 و متن فارسی: دیباچه، ص2)
4- پذیرش شروط بیشتر برای برخورداری از حقوق کمتر ( این امر در سراسر برجام وجود دارد.)

هفتم:
از نکات بسیار تعجب‌انگیز و مهم دیگر، پذیرش مکانیسم ماشه است. در برجام تصریح شده است در صورتی که هریک از طرف‌های برجام-که یک‌طرف آن ایران است و طرف دیگرش کشورهای غربی ۱+۵ است- به طرف دیگر اعتراض کند، که چرا به تعهدات خود ضمن برجام عمل نکردی، تمام تحریم‌های شورای‌امنیت‌سازمان‌ملل که درظاهر برداشته شده بود، دوباره بر می‌گردد. (متن انگلیسی: ص۱۷، بندهای ۳۶و۳۷؛ متن فارسی: ص۱۷-۱۸، بندهای ۳۶و۳۷) یعنی اگر برای نمونه، آمریکا یا انگلستان به ایران اعتراض کند که چرا به تعهدات خود عمل نمی‌کنی، تمام تحریم‌های برخواهد گشت، کما این‌که اگر ایران نیز به آمریکا یا انگلستان اعتراض کند که علی‌رغم این‌که ایران ملتزم به تعهدات خود ضمن برجام بوده است و آژانس، بیش از ده‌بار آن را تایید کرده است، چرا شما به تعهدات خود در برداشتن تحریم‌ها عمل نمی‌کنید، به محض چنین اعتراضی از سوی ایران، دوباره تحریم‌های شورای‌امنیت‌سازمان‌ملل به حال اول خود برخواهد گشت! این تعهد به معنای آن است که ایران به هیچ‌وجه نمی‌تواند اعتراضی به طرف غربی انجام دهد چون در صورت اعتراض، شاهد بازگشت تحریم‌ها خواهد بود.

چنین تعهدی مانند آن است که شخصی ماشینی را از کسی می‌خرد اما فروشنده در قرارداد، تاکید می‌کند که اگر «خریدار» معامله را فسخ کند، باید بیست‌ملیون، خسارت دهد و نیز اگر فروشنده معامله را فسخ کند، باز هم «خریدار» باید بیست‌ملیون خسارت دهد!

هشتم:
مقام معظم رهبری در نامه خود به رئیس‌جمهور در ۲۹/۷/۱۳۹۴تصریح می کنند که هدف از مذاکرات، لغو و رفع تحریم ها بوده است:
«پذیرش مذاکرات از سوی ایران صرفا به هدف لغو تحریم های ظالمانه اقتصادی و مالی بوده است.»
یعنی اولا: آنچه که هدف مذاکرات بوده است لغو تحریم ها بوده است نه تعلیق یا توقف، ولی متاسفانه شاهد آن هستیم که بخشهای بسیار زیاد از تحریم ها نه لغو می شوند و نه تعلیق، و از سوی دیگر، همه تحریم های هسته ای نیز لغو نخواهند شد،
ثانیا: مذاکرات برای آن بوده است که ملت ایران از تحریم های اقتصادی و مالی رهایی پیدا کنند، و اگر تحریم ها به حال خود باقی باشند، مذاکرات انجام شده هیچ فائده ای نداشته است، چنانکه رهبر معظم انقلاب اسلامی در موارد متعددی بر آن تاکید کرده اند. متاسفانه شاهد هستیم که در برجام، بقای اکثر تحریم ها مورد پذیرش قرار گرفته است.
در وضعیت فعلی نیز شاهد تحریم‌های بسیار گسترده در طول تاریخ ملت ایران هستیم.

نُهم:
شرط دیگر رهبری در نامه شان این بوده است قبل از اجرای تعهدات ایران باید تضمین های کافی از آمریکا جهت رفع تحریم ها گرفته شود:
«باید تضمین های کافی و قوی برای جلوگیری از تخلف طرف غربی در نظر گرفته شود، از جمله، رئیس جمهور آمریکا و اتحادیه اروپا باید کتبا اعلام نمایند که تحریم های مالی و اقتصادی به صورت کلی لغو می شود، و هرگونه اظهار نظری مبنی بر بقای ساختارهای تحریم به منزله نقض برجام خواهد بود.»
اما چنین امری انجان نشده و امروزه شاهد گسترده‌ترین تحریم‌ها علیه ملت ایران هستیم.

دهم:
شرط دیگر رهبری در نامه شان آن است که وضع هرگونه تحریمی به هر بهانه ای موجب نقض برجام خواهد بود و دولت موظف است که اجرای برجام را متوقف کند:

«وضع هرگونه تحریم در هر سطح و به هر بهانه ای –مانند تروریسم و حقوق بشر- توسط هر یک از کشورهای طرف برجام، موجب نقض برجام بوده و مطابق بند 3 مصوبه اخیر مجلس، دولت موظف است اجرای برجام را متوقف کند.»

بند 3 مصوبه اخیر مجلس تصریح می کند که:
«دولت موظف است هرگونه عدم پایبندی طرف مقابل را در زمینه لغو موثر تحریم ها یا بازگرداندن تحریم های لغو شده و یا وضع تحریم تحت هر عنوان دیگر را به دقت رصد کرده و اقدامات متقابل در جهت احقاق حقوق ملت ایران انجام داده و همکاری داوطلبانه را متوقف نماید و توسعه سریع برنامه هسته ای صلح آمیز جمهوری اسلامی ایران را سامان دهد به طوری که ظرف مدت دوسال ظرفیت غنی سازی کشور به یکصد و نودهزار سو افزایش یابد. شورای عالی امنیت ملی مرجع رسیدگی به این موضوع می باشد.»

در برجام نیز تصریح شده است در صورتی که تحریم‌ها دوباره برگردد، ایران مجاز است به صورت جزئی یا کلی، از برجام خارج خارج شود. در بند ۳۷ برجام آمده است: «ایران بیان داشته است که چنانچه تحریم‌ها جزئا یا کلا مجددا إعمال شوند، ایران این امر را به منزله زمینه‌ای برای توقف کلی یا جزئی تعهدات خود وفق این برجام قلمداد خواهد نمود.»

دوازدهم:
اندک توجهی به وضعیت فعلی کشور، روشن می‌سازد که توافق برجام و عقب‌نشینی گسترده در مقابل دشمنان ملت ایران و اتخاذ دیپلماسی التماسی جز خسارت محض، نتیجه دیگری نداشته است، شاهد این ماجرای غم‌انگیز، وضعیت مسکن، قیمت دلار، از بین رفتن ارزش پول ملی، گرانی‌های سرسام‌آور، بیکاری‌های گسترده و بسیاری از امور دیگر است.

سیزدهم:
پرسش مهم دیگر این است که چرا آقای ظریف، عراقچی و سایر مذاکره کنندگان حاضر به مناظره نیستند؟
اینجانب و سایر دوستان، اعلام می کنیم که در موضوع برجام حاضر به مناظره با آقای ظریف و عراقچی در رسانه رسمی کشور یعنی صدا و سیما آن هم به صورت زنده می باشیم. این تقاضا که برای روشن شدن حقیقت برای مردم عزیز کشور ما بوده و بارها بیان شده است، هیچوقت با پاسخ مثبت آقایان مذاکره کننده واقع نشده است. راستی اگر برجام قابل دفاع است، چرا حاضر به مناظره نیستند. ملت عزیز ایران تا چه زمانی باید شاهد سخنان به دور از واقعیت مدافعان برجام باشد.

در انتها از مسئولین صدا و سیما نیز این گلایه را مطرح می کنیم که چرا اجازه حضور منتقدین برجام را برای ارائه نظریات خود نمی دهد؟
انشاالله بتوانیم از منافع ملی دفاع کنیم و سعی کنیم صادق باشیم و حقیقت را کاملا با مردم درمیان بگذاریم.
سید محمود نبویان
۲۳/۴/۱۳۹۹



مطالب مرتبط با : صفر تا صد بربادرفته‌ها در افسانه‌ی برجام/ اگر برجام قابل دفاع است چرا ظریف و عراقچی حاضر به مناظره نیستند؟
دیدگاه شما در مورد : صفر تا صد بربادرفته‌ها در افسانه‌ی برجام/ اگر برجام قابل دفاع است چرا ظریف و عراقچی حاضر به مناظره نیستند؟

صفر تا صد بربادرفته‌ها در افسانه‌ی برجام/ اگر برجام قابل دفاع است چرا ظریف و عراقچی حاضر به مناظره نیستند؟ تغییر کد

موقعیت صفحه دوم سمت چپ