• آخرین اخبار
  • پربیننده ترین اخبار
موقعیت صفحه دوم سمت راست
اخبار

کد خبر : 4282 - تاریخ انتشار : پنج شنبه 01 آبان 1393 - ساعت: 20:47

چاپ
با چوب تیر دروازه و با نخ تور آن را می بافتیم/ مدیری که از جنس فوتبال نباشد به حاشیه می رود+ عکس

مصاحبه با پیشکسوت ورزش سورک

با چوب تیر دروازه و با نخ تور آن را می بافتیم/ مدیری که از جنس فوتبال نباشد به حاشیه می رود+ عکس


تیر دروازه نداشتیم و با چوب جنگلی تیر دروازه درست کردیم و برای تور آن بچه ها با نخ تور بافتند و به دروازه نصب کردند.

به گزارش میانخبر، سیدابولقاسم عمادی از پیشکسوتان ورزش و بخصوص فوتبال سورک در گفتگو با ما از خاطرات خود در تشکیل اولین تیم فوتبال سورک و وضعیت فوتبال امروز سورک گفت که متن کامل مصاحبه را در ادامه آمده است.

 تیم هایی از ساری به سورک می آمدند و با فوتبالیستهایی که در دوره ابتدایی درس می خواندند بازی می کردند و بدلیل اینکه بچه های سورک قانون بازیها را نمی دانستند بازیکنان ساری تقلب می کردند و در هر نقطه از زمین که خطا می شد پنالتی اعلام می کردند و یکی از دلایل من برای تشکیل تیم و آموزش آنها همین امر بود که در سال 45 اقدام به اینکار کردم.

با همکلاسی و دوست خودم آقای مقیمی، بچه های ابتدایی سورک را جمع کردیم و یک تیم تشکیل دادیم و بازیها را بصورت مرتب و قانون مدار برگزار می کردیم.

ابتدا کار خود را از یک زمین کوچک که بیشتر از هفت نفر نمی توانستند در آن بازی کنند شروع کردیم و کم کم آن را گسترش دادیم و یک زمین که متعلق به یکی از بستگان ما بود را بعنوان زمین بازی انتخاب کردیم.

تیر دروازه نداشتیم و با چوب جنگلی تیر دروازه درست کردیم و برای تور آن بچه ها با نخ تور بافتند و به دروازه نصب کردند سپس زمین را خط کشی کردیم و کم کم از قسمت های مختلف محل، دانش آموزان به ما اضافه شدند و اینگونه چند تیم در سورک تشکیل شد.

سال 1364 سورک

ایستاده از راست: محمدعلی دیان، محمد شریفیان، اکبر چوپانی، غلامعلی یعقوبزاده، رجبعلی دیان، حسن وفایی، باباعلی عباسیان

نشسته از راست: قاسم عمادی، محمود مقیمی، محمد حسن احمدزاده، تقی عمادی

ابتدا با 4 تیم مسابقات داخلی برگزار می کردیم، هر تابستان 3 جام می گذاشتیم و در تعطیلات عید نیز مسابقه برگزار می کردیم و ورودی هر تیم 1 تومان بود و هیچ درآمدی نداشتیم و با پول توجیبی خودمان توپ می خریدیم.
کم کم کسانی که علاقه مند بودند و از بازی فوتبال لذت می بردند بعنوان تماشاچی می آمدند و این تیم ها سال به سال بیشتر می شدند که در سال 51، تیم های سورک به 10 تیم رسیده بود.

داور تمام بازیها را خودم و محمدتقی جعفریان انجام می دادیم و از بچه ها نیز کمک می گرفتیم و همه کارها بصورت خالصانه انجام می گرفت.

بعد از یکسال روستاهای اطراف مانند بادله ، انجیل نسام، لالیم و از نکا تیم ها به سورک می آمدند و مسابقات برگزار می کردیم که بعد از گذشت دو سال، چون به مسابقات زیادی می رفتیم، از سورک یک تیم منتخب انتخاب می کردم.

بعد از گذشت دو سال، تیم های قدرتمندی از ساری را نیز برای برگزاری دیدارهای دوستانه و یا مسابقات دعوت می کردیم.

تیم فوتبال سورک خیلی سریع رشد کرد و همه با فوتبال آشنا شدند و کسانی که ورزش دوست بودند به کنار زمین می آمدند و بچه ها را تشویق می کردند و با باختمان ناراحت و با بردمان شاد می شدند.

سال 48 سمسکنده - جام گندم طلایی، بازیکنان ایستاده تیم سورک و نشسته تیم ساری

از راست به چپ: محمود سورتیچی، فرج الله سورکی، اکبر چوپانی، باباعلی عباسیان، محمدحسن احمدزاده، قاسم عمادی، حسن وفایی، .... ، .... ، غلام یعقوبزاده، .....، .....، ...، .....، محمد شریفیان، محمود مقیمی، تقی جعفریان، نوروزعلی یعقوبزاده، 

تیم سورک در اولین دوره بازیهای خانه فرهنگ روستایی جام گندم طلایی از استان مازندران انتخاب شد و به مشهد رفت و سال بعد هم به شیراز که در هر دو سال موفق به کسب مقام نخست شد که من به دلایلی همراه تیم نتوانستم بروم.

تیم ما مربی نداشت و همه مسئولیتها را خودم برعهده داشتم و کسی در کار من دخالت نمی کرد و به همین دلیل حاشیه نداشتیم.

سال 52 بود که وارد ارتش شدم و سبکان تیم را بازیکنان خود تیم مانند آقایان تقی عمادی که برادر کوچکم بود، محمود مقیمی، حسن وفایی، علی فامیلیان بر عهده گرفتند.

تیم سورک آنقدر قوی شده بود که در لیگ یک ساری شرکت می کردند و این در حالی بود که تیم های روستایی اجازه شرکت در این لیگ را نداشتند که در این لیگ همیشه در رتبه های بالا جدول قرار می گرفتند.

بازیکنان ما همه دانش آموز بودند و چون بعنوان بزرگتر از همه بودم کسی در کار ما دخالت نمی کرد، کسی وارد حاشیه نمی شد و همه می آمدند بازی می کردند و می رفتند.

بازیکنان یک وجهه خوبی بین مردم داشتند و مردم با احترام با آنها رفتار می کردند و حتی فردی که در داخل روستا به خشن بودن معروف بود زمانی که وارد تیم می شد از همه آرام تر و سر به زیرتر بود.

افرادی که وارد فوتبال شده بودند، ورزش باعث شد که رشد خوبی در تحصیلات و زندگی اجتماعی داشته باشند.

من علاوه بر ورزش فوتبال که بطور جدی آن را دنبال می کردم در دوران دبیرستان در رشته های کشتی و والیبال نیز شرکت می کردم و در مسابقات آموزشگاهی والیبال ساری مقام نخست را کسب کرده بودیم و همچنین در سه دوره دبیرستان در رشته کشتی نیز صاحب مقام شدم.

تیم والیبال آموزشگاهی مدرسه سعدی ساری در سال 46

قاسم عمادی اولین نفر نشسته از سمت راست

تمرین کشتی گیران و آموزش فنون کشتی توسط غلام یعقوبزاده

ورزش سورک:
امروز اساسی ترین چیز مادیات است تا مادیات نباشد ورزش خود به خود رشدی ندارد به همین دلیل باید شرکتها یا منابع دیگر باشند که حمایت مادی از فوتبال صورت بگیرد تا شاهد رشد آن باشیم. رکن اصلی ورزش وجود اسپانسر است که در سورک وجود ندارد و کسی و یا جایی که بتواند بعنوان یک اسپانسر به فوتبال سورک کمک کند نیست.

دومین مسئله وجود مدیریت است، جایی که مدیریت صحیح باشد همه این مسائل حل می شود و مدیریت درست می تواند مادیات را نیز حل کند.

مدیری که می آید باید از جنس آن باشد و درک کند و خالصانه عمل کند، وقتی از جنس فوتبال نباشد به حاشیه کشیده می شود پس باید خوب فوتبال را بشناسد تا خوب عمل کند.

متاسفانه هر کسی که در راس کار می آید ابتدا منافع خود را در نظر می گیرد که دلیلش آن است که از جنس فوتبال نیستند و باعث عدم پیشرفت و رشد فوتبال ما می شوند.

کسی که وارد فوتبال می شود باید مسائل سیاسی را کنار بگذارد و سیاست را در کار خود داشته باشد که چگونه کار خود را انجام دهد ولی اگر بخواهد سیاست را برای خود بکار ببرد فوتبال و ورزش را زیر پا له می کند و جوانان و نوجوانان به جایی نمی رسند.

کسی که مسئول ورزش می شود بایستی از جیب خود خرج کرده و خود را فدا کند و اگر چشم داشتی به مادیات داشته باشد هیچگاه ورزش رشد نخواهد کرد.

کسانی که برای مسئولیت فوتبال انتخاب می شوند باید خالص باشند چون ورزش ناخالصی را پذیرا نیست. در ورزش سادگی وجود دارد و همان سادگی خیلی تاثیر در رشد و پیشرفت جوانان دارد.

مسئوالی که انتخاب می شود برای پیشرفت ورزش انتخاب می شود یا برای پیشرفت شخصی؟ که این را جوانان و کسانی که در ورزش هستند خوب تشخیص می دهند و این باعث می شود جوان از ورزش و یا فوتبال زده شوند و آن را رها کنند و این اتفاق برای جوانان ما افتاده است که باعث بیراهه رفتن آنان نیز شده است.

مسئولی که دلسوز باشد و به فکر خودش نباشد، با مدیریت خود آن را حل می کند، پس باید کسی انتخاب شود که از لحاظ اخلاقی و چه مدیریتی الگوی جوانان باشد تا جوانان ما به آن سمت گرایش پیدا کنند.

امروز نبود مدیریت و انسجام بین مسئولین باعث شده است که سورک با وجود این پتانسیل بالا، رشد نکند و روستاهای اطراف با جمعیتی به مراتب کمتر موفق تر عمل کنند.

برای پیشرفت، خود مردم باید بخواهند، ولی یک بی تفاوتی بین مردم سورک بوجود آمده است که شاید بی مدیریتی ها باعث آن شده باشد که مردم را نسبت به فوتبال بدبین کرده است و این به خودی خود علاقه مندی جوانان را از بین می برد .

برای خروج از این بن بست، باید تمام علاقه مندان و پیشکسوتان و کارشناسان با هم تعامل داشته باشند و راهکاری برای فوتبال سورک ایجاد نمایند.

مرحوم خوشتراش روزی آمد و اینکار را کرد و با تشکیل شورای ورزشی، بزرگان و ورزشکاران شهر را جمع کرد، ولی بعد از فوت وی این جمع از بین رفت و کسی آن صداقت را نداشت که راه وی را ادامه دهد.

سال 82 زمانی که بازنشسته شدم به سورک آمدم که در آن زمان تیم های سورک وضعیت مناسبی نداشتند به همین دلیل تیم های پایه را فعال کردم و در سطح استان بازی می کردیم که امروز همان بچه ها در سطح جوانان و بزرگسالان در حال بازی کردن هستند ولی بدلیل مشکلات مالی و اختلافاتی که با رئیس هیات داشتیم این روند ادامه پیدا نکرد.



مطالب مرتبط با : با چوب تیر دروازه و با نخ تور آن را می بافتیم/ مدیری که از جنس فوتبال نباشد به حاشیه می رود+ عکس
دیدگاه شما در مورد : با چوب تیر دروازه و با نخ تور آن را می بافتیم/ مدیری که از جنس فوتبال نباشد به حاشیه می رود+ عکس

با چوب تیر دروازه و با نخ تور آن را می بافتیم/ مدیری که از جنس فوتبال نباشد به حاشیه می رود+ عکس تغییر کد

موقعیت صفحه دوم سمت چپ