تاریخ انتشار : 08/10/1393 - 23:44

کد خبر : 6034

فتنه 88 دعوای انتخاباتی یا استراتژی براندازی

فتنه 88 دعوای انتخاباتی یا استراتژی براندازی
یکی از مسائلی که امروزه بعد از گذشتن چند سال از فتنه 88 می گذرد عده ای اینگونه طرح موضوع می کنند که مسائل سال 88 یک موضوع انتخاباتی بود، به‌صورتی که نامزدهای انتخاباتی نسبت به انتخابات و صحت آن اعتراض داشتند لذا در جهت اعتراض به نتیجه انتخابات تحرکاتی انجام دادند.

به گزارش میانخبر ، یکی از مسائلی که امروزه بعد از گذشتن چند سال از فتنه 88 می گذرد عده ای اینگونه طرح موضوع می کنند که مسائل سال 88 یک موضوع انتخاباتی بود، به‌صورتی که نامزدهای انتخاباتی نسبت به انتخابات و صحت آن اعتراض داشتند لذا در جهت اعتراض به نتیجه انتخابات تحرکاتی انجام دادند.

این یک امر طبیعی است که عده ای به دنبال احقاق حق خود یعنی اعتراض به نتیجه انتخابات تحرکاتی داشته باشند، این یک دعوای انتخاباتی بوده و تمام شد پس ما هم آن را تمام شده بدانیم.

این یک اندیشه ای است که امروزه عده ای آن را مطرح می کنند، نویسنده در این نوشتار قصد دارد که به اثبات این برسد که آیا مسائل سال 88 دعوای انتخاباتی بوده یا چیزی فراتر بوده است.

بدون مقدمه به اصل مطلب می پردازیم؛ یک دعوا دو طرف دارد پس ما به تبیین دو طرف دعوا می پردازیم، وقتی دو طرف دعوا شناخته شوند مشخص می شود که مسائل بعد از انتخابات دعوای انتخاباتی بوده یا استراتژی براندازی.

- در یک طرف این دعوا؛ یک نامزد انتخاباتی است که پیروز انتخابات بنابر اعلام متصدی برگزاری انتخابات بوده است.

- در طرف دیگر گروهی را می بینیم که ابتدا به نتیجه انتخابات اعتراض داشتند.

طرف معترض طبق قانون باید از طریق مجاری قانونی و شورای نگهبان پیگیری حق خود را بنمایند. اما آنچه ما شاهد آن هستیم بیانیه شماره 1 نامزد معترض اول یعنی آقای میرحسین موسوی است که ایشان در آن اعلام کردند:
" به مسئولان توصیه می‌کنم پیش از آنکه دیر شود این روند را متوقف کنند، مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد." 23/3/88

بعد از دعوت به اعتراض و دعوت مردم به خیابان‌ها شکایات مطرح شد. در دیداری که نامزدهای معترض با مقام معظم رهبری داشتند ایشان فرمودند که به هر صندوقی که اعتراض دارید 10 درصد آراء آن را مورد شمارش قرار دهید اگر تفاوت وجود داشت تمام صندوق مورد شمارش قرار گیرد.

بعد از اعلام مجاری صاحب صلاحیت مبنی بر عدم وجود تقلبی که سبب بطلان انتخابات شود گروه معترض همچنان به اعتراض غیرقانونی خود ادامه داد.

با یک نگاه ساده قابل درک است که ادعای تقلب یک بهانه بوده است برای عملی براندازانه.

اینکه این حرکت به ظاهر معترضان و در واقع معاندانه یک حرکت براندازانه بود دارای شواهدی است از جمله:

1- حمایت تمام دشمنان و معاندان نظام از آنها:

این مورد به طوری بود که یک اجماع بی سابقه میان تمام دشمنان خارجی برای حمایت از آشوبگران در ایران بوجود آمد. وقتی تمام دشمنان از یک گروه حمایت می کنند، از عملکرد یک گروه حمایت می کنند این به چه معناست؟؟ اختصاص بودجه 55 میلیون دلاری کنگره برای حمایت از معترضان به چه معناست؟؟

2- شعارهایی که از سوی معترضان سر داده می شد:

ما فقط به 2 نمونه اشاره می کنیم که در 2 بخش سیاست داخلی و سیاست خارجی قابل ملاحظه است.

الف: شعار " نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران"

در ظاهر شاید به نظر بیاید این یک شعار وطن پرستانه باشد اما در واقع این شعار اعتراض به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در حمایت از محور مقاومت و کنترل اسرائیل است. سؤالی که مطرح می شود این است که این شعار چه ارتباطی با حوادث انتخابات و تقلب داشته است. حمایت از جبهه مقاومت در راستای مقابله با استکبار حهانی است و این شعار یعنی اعتراض به این استراتژی جمهوری اسلامی؛ به نظر شما معنایی غیر از این دارد؟؟؟

ب: شعار " مرگ بر اصل ولایت فقیه"

اصل ولایت فقیه پایه و اساس نظام جمهوری اسلامی است که بنابر گفته‌ی معمار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره): ولایت فقیه همان ولایت رسول ا... است. جایگاه ولایت فقیه در مقام عمل همان جایگاه رسول ا... در بعد اختیارات و شئون است.

حال به نظر بی غرضی به این موضوع بپردازیم؛ این شعار چه ارتباطی با اعتراض به نتیجه انتخابات داشته است؟؟

نتیجه گیری:

اگر منصفانه به موضوع بنگریم و اغراض و تعصب را کنار بگذاریم خواهیم دید که این حرکت یک حرکت براندازانه بود و در واقع قوی ترین استراتژی براندازی نظام سلطه بود با همکاری فریب خوردگان و معاندان داخلی برای نابودی نظام جمهوری اسلامی ایران.